عبد الحي حبيبى
110
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
فرزندان خاقانيان گشت و همواره آن را با اسماى پرندگان جارح پيوست كردندى ، مثل جغرى تگين يعنى تگينى كه بطش بازدارد ، كج تگين يعنى تگين نيرومند ، اين نام از موالى و غلامان به آل افراسياب نقل شد ، و چون ايشان پدران خود را تعظيم كردندى ، در اوقات مخاطبه يا مكاتبه چنين گفتندى : « اين بنده چنين كرد و چنان گفت » و اين تعبير در اوايل براى تواضع نفس و توقير پدران ايشان بود ، ولى پس از ان اين نام در بين آنها شيوع و تخصيص يافت . » « 1 » و همين مولف در كلمهء تكت به كسرتين گويد : كه جمع غير قياسى تگين است ، كه اصلا معنى آن بنده و عبد است ، و بعد از ان براى خاقانيان لقبى گشت ، و اكاتكت بزرگان مردم و كوچكان ابناى ملوكاند « 2 » به اين ترتيب كلمهء تگين در خراسان و ادب درى معنى سردار لشكر و حكمدار را گرفته بود مثلا فردوسى گويد : تگينان لشكر گزينان چين * برفتند يكسر بتوران زمين ( شاهنامه 3 / 201 ) بكشت از تگينان لشكر بسى * پذيره نيامد مر او را كسى ( شاهنامه 3 / 220 ) فرخى گويد : همه خانان و تگينان و سواران دلير * داشتند از سپه او و ازو دست بسر « 3 » همو در مدح سلطان محمود گويد : گاهى به دريا در شوى * گاهى به جيحون بگذرى كه راى بگريزد ز تو ، گه رام * و گه خان و تگين ( ديوان 259 )
--> ( 1 ) - ديوان لغات الترك طبع استانبول 1335 ق جلد 1 ص 347 ( 2 ) - همين كتاب 1 / 297 ( 3 ) - ديوان فرخى طبع تهران 1335 ش - ص 174